ی خود مفهوم “بس” یا “کفایت داشتن ” را می رساند و بیشتر جنبه نگاه به درون دارد و از پویایی سیاسی “نگاه به بیرون “داشتن بهره چندانی نمی برد (مجتهد زاده ،32:1379) پرسکات هم در ترمینولوژی مرز درباره تفاوت مرز و سرحد اشاره دارد و یک ناحیه یا محدوده مرزی (13 Perescott.1987:) با توجه به مطالب فوق به صورت کلی تمایز بین سر حدها و مرزها را می توان بصورت زیر بیان کرد :
1-سرحدات نگاه به خارج دارند در حالی که مرزها نگاه به درون دارند . در مورد سر حد توجه اصلی مستقیماً به مناطق دو افتاده ای است که هم منبع خطر و هم غنایم مطلوب هستند . پسکرانه “وطن ” بندرت نیروی اداره کردن زندگی های سر حدی دارند. بر عکس مرز دارای جهت داخلی است . مرز از طریق اراده دولت مرکز است در حالی که مرز تجسم نیروهای متمایل به مرکز است و این تمایز به ترتیب از جهت های داخلی و خارجی آنها در روابط با اکومن مشتق شده است .
3- سر حد یک عامل منسجم کننده کشورها در هر دو طرف هستند و بر عکس مرز عامل جدا کننده است . در یک منطقه گذر بین قلمرو یک شیوه زندگی وشیوه دیگر سر حدات نمایاننده نیروهایی است . که نه بطور کامل با داخل کشور مشابه اند و نه از کشور دیگر راضی اند . آنها فرصت عالی برای نفوذ و سلطه متقابل بین گروههای سر حدی کشورهای همسایه هستند . بنابراین علیرغم اینکه جغرافیای طبیعی ، فرهنگ و عوامل سیاسی ممکن است تمایل داشته باشند که این نقش را پنهان کنند ، سر حدات یک عامل انسجام در طول خطوط مرزی جلوگیری کنند.
4- سر حدات گذر گاه بین مناطق جغرافیایی هستند . بر عکس مرزها به لحاظ منشا و کار کرد کاملاً سیاسی هستند .
5- به لحاظ صفت سر حدات منطقه ای و مرزها خطی هستند . اولی ممکن است به صورت طبیعی مشخص شود به این دلیل که بخش از سطح زمین است . در برخی موارد سر حدات به عنوان مناطق جغرافیایی تنزل می یابند و به خاطر اینکه آنها بیشتر کیفیت های فردی مبتنی بر کارکردشان بعنوان مناطق سر حدی در اختیار دارند . مرزها مصنوعی هستند چون آنها بوسیله انسان انتخاب ، تعیین و علامت گذاری می شوند.
6- سر حدات پدیده های مربوط به گذشته هستند درحالی که مرزها به زمان حال تعلق دارند . این به خاطر این است که بر خلاف سر حدات خطوط مرزی از ضروریات کارکردی حکومت های مدرن هستند .
سر انجام یک سر حد چه فیزیکی ، زبانی ، مذهبی یا قومی باشد نمی تواند حرکت کند . ممکن است کارکردهایش تغییر کند و بسیاری از کارکردهای سرحد باید در مکانش باقی بماند . در مقایسه مرزها معنای غیر قابل حرکت ندارند . تا جنگ جهانی دوم اغلب ، هر تغییر در تعادل قدرت بین دو همسایه ، با یک تغییر ” جابجایی ” در موقعیت خطوط مرزی ظاهر می شد (Dikshit,1995:59-60)
2-2- انواع مرز
2-2-1-مرزهای خشکی
بطور کلی مرزها دارای طبقه بندی های گوناگونی هستند و هر کدام از این طبقه بندی ها نیز بر اساس فاکتورهای خاصی صورت گرفته اند. بر اساس فاکتورهای مرفولوژ ی ،زمان تاسیس ، وضعیت قانونی و کارکرد و …(Glassner,1992:73) . همچنین از نظر چگونگی بوجود آمدن و درجه انطباق آنها با توزیع گروههای نژادی و فرهنگی . دیگری از جهت انطباق مرزها با عوارض طبیعی (میر حیدر ،164:1381) این موضوع طبقه بندی های مرزی ارزش چندانی ندارند ،هر مرز در نوع خود منحصر به فرد است و اغلب پیچیدگی آن مانع از این می شود که تحت یک طبقه بندی ساده قرار گیرند(در ایسدل واچ . بلیک. 106:1374)
اما بصورت کلی طبقه بندی های صورت گرفته درباره مرزها به شرح ذیل می باشد :
تقسیم بندی مرزها از نظر درجه انطباق آنها با توزیع گروه های نژادی و فرهنگی که اگر این خط مرزی ضمن جدا کردن اراضی دو کشور ، دو قوم و ملت مختلف را نیز از یکدیگر جدا کند ، آنرا می توان بهترین نوع خط دانست (میر حیدر ،58:1371) بر این اساس تقسیم بندی هارتشون طبقه بندی پنج گانه از مرز به ترتیب زیر ارائه کرده است :
1- مرزهای پیشتاز7 : که در مناطق کاملاً غیرمسکون ، همگام با پیشروی انسان هامشاهده می شوند.
2- مرزهای قبل از سکونت8 : که قبل از استقرار متراکم انسان ها و قبل از شکل گیری بخش اعظم چشم انداز فرهنگی بر روی زمین پیاده می شوند .مثل مرز بین کانادا و آلاسکا.
3- مرزهای تطبیقی9 : که هماهنگ و مطابق با الگوهای فرهنگی ترسیم می شوند . مثل مرز بین ایران و جمهوری آذربایجان .
4- مرزهای تحمیلی10 : که بدون توجه به سیمای فرهنگی ترسیم می شوند .
5- مرزهای متروکه11 : که به علت بی اعتبار بودن از اهمیت کمتری برخوردارند ولی اثرات آنها هنوز در چشم انداز نمایان است. مثل مرز بین سومالی ایتالیا با اتیوپی در شاخ آفریقا (در ایسدل واچ . بلیک.101:1374).
در یک تقسیم بندی دیگر مرزها با عوارض طبیعی تقسیم بندی ها مختلفی وجود دارد . به عنوان نمونه باگرز چهار نوع مرز پیشنهاد می کند :
1-مرزهای فیزیوگرافیک، که در امتداد عارض طبیعی زمین مثل رودخانه ، رشته کوه ، دراچه و باتلاق تحدید شده باشد . مرزهای رودخانه ای هم که مسئله زایی شهرت دارند نه فقط به علت مشکلاتی که از مکان گزینی (در امتداد خط میانه باشد یا تالوگ، ساحل راست باشد یا ساحل چپ ) ناشی می شوند بلکه به علت پیشامدهایی که در اثر تغییر ناگهانی مسیر رود بوقوع می پیوندد پدید می آیند.
2- مرزهای انسانی – جغرافیایی ، که در امتداد پدیده هایی مثل جاده ، راه آهن و کانال تحدید می شوند و یا خط تقسیمات قبیله ای ، مذهبی و یا قومی را دنبال می کنند.
3- مرزهای هندسی ، که بر اساس طول و عرض جغرافیایی (مدارات و نصف التهارات ) تحدید می شوند .
4- مرزها
ی ترکیب یا نامشخص ، که ترکیبی از سه نوع قبلی هستند(درایسدال و اچ. بلیک.111:1374)در جهت دیگر خانم دره میرحیدر با این دیدگاه که دسته بندی مرزها از سوی هارتشون از منطق محکم جغرافیایی و سیاسی بهره چندانی ندارد معتقد است که مرزها را به دونوع کلی تقسیم می کند :