تحقیق
این تحقیق می تواند مورد استفاده برای سازمانهای مرتبط با امنیت کشور و سازمان نیروهای مسلح باشد
1-8- واژه ها و مفاهیم
مرز: مرزازجملهمفاهیمیاستکهدرعرصههایگوناگونسیاسی،اقتصادی،تجاری،فرهنگیوجغرافیاییکاربردهایمتفاوتیپیدامیکند. مرزبهدومفهومعینیمانندمرزهایرسمیکشورها،ویاذهنیبهکارمیرود؛مانندمرزهای,عقیدتی. کهمیتواندباز،بسته؛ضعیفویاقویباشد
آمایش :
طرحمطالعاتآمایشسرزمینبدلیلمغایرتکلیباآرمانهاواهدافانقلاباسلامیازجملهعدالتدرتوسعه
مناطقبهنوعیازسال 64 مسکوتباقیماند. قانوناساسیجمهوریاسلامیایرانمبتنیبرعدالتاجتماعیاست.اینتفکرساماندهیفضارابنحویکاملامتفاوتازآنچهقبلازانقلاببودمیطلبید.
2-1- مفهوممرز
مرزازجملهمفاهیمیاستکهدرعرصههایگوناگونسیاسی،اقتصادی،تجاری،فرهنگیوجغرافیاییکاربردهایمتفاوتیپیدامیکند. مرزبهدومفهومعینیمانندمرزهایرسمیکشورها،ویاذهنیبهکارمیرود؛مانندمرزهای,عقیدتی. کهمیتواندباز،بسته؛ضعیفویاقویباشد( ; Jones and Wild, 1994; درگذشتهوتاچنددههپیشوحدوداًتاپایاندورانجنگسرد،مرز؛نشانگراقتدارملی،محدودهاعمالحاکمیتوحفظامنیتملیازتجاوزاتخارجیبود. افزونبراین،چونمرزبهعنوانخطیاستکهسرزمینکشوررامحدودمیکندوآنراازخارججدامیسازد؛مناطقداخلی،مرکزیمیشودومناطقخارجیپیرامونیبهحسابمیآید. درفرایندانزواوبهحاشیهکشیدهشدنمناطقپیرامونی،مناطقمرزیخصوصیاتمناطقپیرامونیراپیدامیکند. بنابراین،درشرایطیکهمناطقمرزیدورازمرکزیککشورباشد،مناطقپیرامونیبهحسابمیآید. بنابراین،مناطقمرزیمحلتلاقیدوپدیدهناامنیوتوسعهنیافتگیدرمناطقپیرامونیاست.
باشرایطیکهجهاندرقرنبیستویکمپیداکردهویاپیداخواهدکرد،ازنظراتحادمیانکشورهاوبرداشتنموانعذهنیوفیزیکیدربرابرایناتحاد،اینپرسشهاتوسطاندیشمندانعلومسیاسی،جغرافیاییوبرنامهریزیمنطقهایمطرحمیشودکهآیاسیستمدولتحکومتهایملیپایدارمیماندویااینکهمرزهاکمرنگترازگذشتهمیشود؟آیاشرایطعکسالعملیکهدربرابرجهانیشدندربسیاریازمناطقجهاندرحالبروزاست،وبهصورتدرگیریونزاعهایقومیوفرهنگینمودپیدامیکند،مناطقمرزیرامتأثرمیسازد؟وآیامناطقمرزیبههمینصورتباقیمیماند؟(هاروی، 1387 ،ص176)
2-1-1 – ماهیت فلسفی مرز
بطور کلی تفاوت در خصیصه های موجودات اساس خلقت را تشکیل می دهد و نظام خلقت بشر بر تفاوت نهاده شده است .(حافظ نیا ، 1386 : مباحث کلاسی درباره مرز ) بنابراین تفاوت در بطن خود جدائی ، تفکیک و مرز را بهمراه دارد . چنانکه در قرآن کریم آمده است :
“یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائلا لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم “
یعنی : ای مردم همانا ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را به صورت ملت ها و گروه و قبایل قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید. همانا گرامی ترین شما در نزد خدا ، با تقوا ترین شماست . (قرآن کریم ، سوره حجرات ، آیه 13)
در همین راستا ژان گاتمن جدایی های سیاسی در گروه های انسانی را بررسی کرده و حرکتی (معنوی ) را محیط انسانی شناسایی کرد که ، با ظرافت ، افراد را در یک گروه انسانی گرد می آورد و آنان را از دیگر گروه ها جدا می سازد . و به یک ملت یکپارچه تبدیل می کند . وی در تشریح این نیرو می گوید :
” … جداگانه بودن نسبت به محیط دیگران و سر بلند بودن از ویژگی های خود از نمودهای ذاتی هر گروه انسانی است … برای جداگانه بودن نسبت به محیط دیگران ، یک منطقه نیازمند یک کوه یا یک دره ، یک زبان ویژه یا یک مهارت خاص نیست ، برای چنین هدفی یک منطقه اساساً نیازمند یک باور استوار بر پایه اعتقادی دینی ،برخی دیدگاه های ویژه اجتماعی و جلوهایی از خاطرات سیاسی است و اغلب به آمیخته ای از این هرسه نیاز دارد..” (مجتهد زاده ، 129:1379)
همچنان که کاملاً واضح است این یک نیاز ذاتی مردم است که برای اطمینان از احساس امنیت و بدست آوردن استقلال عمل ، در یک فضای محدود شده زندگی در یک سرزمین بودن مرزهای بیرونی – حتی اگر آنها نفوذ پذیر هستند ، مانند یک پوسته را تصویر کنیم . همچنان که روانشناسی محیطی به ما می گوید ، این پدیده یک اصل در وجود انسان است که : هر شخص دارای فضاهای شخصی متفاوتی است که وسیله اقدامات ، فضای مسکونی ، فضای فعالیتی و الی آخر ، تعریف می شود و هر کدام یک قلمرو را شکل می دهند . بنابراین مرزها بناهایی هستند که ، به وسیله درک (احساس ) از طرز تلقی نسبت به فضای مجاور درست می شوند . شکل (1) از سوی دیگر هیچ کس نسبت به این حقیقت شک ندارد که مرزها بطور اساسی آفریده های انسانی هستند ، که اختلافات را درک کرده و مرزها را برقرار می کنند همچنان که از ابتدای خلقت تا کنون ، انسان – به طور فطری – در طول حیات خود همواره در تلاش بوده است تا حد توانایی اش ، ضرر و زیان را از محدوده ی زندگی خویش دورسازد و از ثروت ها و منابع موجود ، بیشترین بهره را ببرد . خوی سود طلبی افراد و محدود بودن منابع ثروت ها در ستر زمان ، سبب برخورد منافع و بروز اختلاف ها و تنش های فردی و گروهی و وقوع جنگ های خونین و ویرانگر شده است که این خود نیاز به مرزبندی و محدود بندی را از بین انسانها الزامی می کند همچنین نیازهای طبیعی انسانها به منابع موجود در محیط اطراف باعث شده تا انسان از ابتدای پیدایش خود و تشکیل قومیت ها و زندگی گروهی ، محدود معینی را برای خود مشخص کند و از آن محدوده در مقابل بهره برداری ، نفوذ و دخالت سایر افراد جلوگیری و در صورت لزوم ، ب
ه طور دسته جمعی از حریم خود دفاع نمایند بر این اساس انسان برای مشخص ساختن محیط پیرامون خود آنگونه که با گستره فعالیت همسایه تداخل پیدا نکند ، ناچار به تعیین خطوطی قراردادی در بخش پایانی و پیرامونی محیط زیست یا قلمرو خود بوده است . گونه گسترش یافته این مفهوم خط پیرامونی است که بخش پایانی گسترده فعالیت یک ملت را مشخص می سازد و جنبه ای سیاسی پیدا می کند که مرز خوانده می شود (مجتهد زاده 40:1381)
در مرحله دوم برای فهم ماهیت و محتوا مرزها به بررسی چند تعریف ارائه شده در این زمینه می پردازیم . در این بین هر چند یک تعریف به تنهایی نمی تواند مرزها را به صورت کامل تعریف کند.اما این تفاوت نشانگر مفاهیم و برداشت های متفاوت از ماهیت مرزاست ،اگرچه همه آنها عناصر و مضمون های مشترک و شناخته شده این تعاریف را قبول دارند:
– مارتین گلسنر
در واقع مرز یک خط نیست بلکه یک سطح عمودی است که از طریق فضا ، خاک و زیر زمین دولت های همسایه را برش می دهد.این سطح در روی زمین به صورت یک خط به نظر می رسد.(Glassner,1992:72).
– درایسدل – بلیک:
مرز به پدیده ای فضایی اطلاق می شود که منعکس کننده قلمرو حاکمیت سیاسی یک حکومت بوده و مطابق قواعد خاص در مقابل حرکت انسان ، انتقال کالا ، منابع ایجاد می کند.(در ایسدل و بلیک، 101:1374).
-دره میر حیدر
خطوط مرزی ، خطوط اعتباری و قراردادی هستند که به منظور تحدید حدود یک واحد سیاسی بر روی زمین مشخص می شوند (میر حیدر ، 161:1380)
– محمدرضا حافظ نیا
مرزها خطوطی هستند که حدود بیرونی قلمرو سرزمین تحت حاکمیت یک دولت ملی را مشخص می کند.مرزعامل تشخیص و جدایی یک واحد متشکل سیاسی یا یک کشور از دیگر واحد های مجاور آن است (حافظ نیا ، 69:1385) (مرزها بطور کلی تعیین کننده حدود حاکمیت و مالکیت یک دولت یا نظام سیاسی هستند و کشور ها و حکومت ها از یکدیگر جدا و متمایز می کنند( حافظ نیا 1381: 300- 299).
– معتمد نژاد
منشا ایجاد مرزها ، تفکیک قلمرو سیاسی ممالک مختلف است ، زیرا مرزها بیش ارز آنکه مشخص کننده محیط طبیعی باشند ، متمایز کنند حاکمیت ملل هستند (معتمد نژاد، 1347،ص80 ).
با توجه مطالب بالا و تعریف هایی که از مرزها در بالا ارائه شد می توان ماهیت مرزها را به صورت زیر بیان کرد :
ماهیت مرزها
2-1-2- منشا مرز
بطور کلی می توان گفت منشا شکل گیری مرز از زمان پیدایش انسان بر روی زمین است ، چون هر انسان برای خود مرز جداگانه ای ترسیم کرده و به وسیله این مرز خود را از دیگران جدا می کرده است .
برخی از جغرافیدانان با ختر زمین بر این باورند در حالی که انسان روزگاران باستان برای تعیین قلمرو فعالیت خود با مفهوم (سر حد )سر و کار داشت ، انسان مدرن ، در مورد پیرامون قلمروش ، به تشخیص و تعیین (مرز ) توجه دارد . این گروه از جغرافیدانان گمان دارند که مرز ، به مفهوم کنونی آن ، تا همین اواخر وجود نداشت . انسان کهن ، پایان فتوحات خود را (سر حد ) می شناخت . بدین ترتیب ، سر حد مفهومی کهن است و مرز مفهومی نوین (مجتهد زاده ، 41:1381 ) این مفهوم به شکل امروزی به زمانی بر می گردد که حکومت ها مطابق