ملکیت او نیست که این ، نظر اتفاق فقهای مالکی است”.(4)
مذهب شافعی در ارتباط با تعریف زنا عبارتش این است که “الزنا بأنّه إیلاج حشفه أو قدرها من الذکر المتصل الأصلی من الآدمی بفرج محرم لعینه خال من الشبهه مشتهی.بدین معنی که زنا عبارت است از دخول به اندازه حشفه و یا به همان مقدار از آلت که متصل به مرد زانی و اصلی باشد در آدمی که فرجش بر او حرام باشد و بر او یقین باشد که شبهه و اشتباهی نیست.”(1) و همچنین حنابله در معرفی عمل قبیح زنا بیان می دارند که ” یری الحنابله أن الزنا هو وطء امرأه فی قبلها وطأ حراماً لا شبهه له فی وطئها. تشخیص حنابله از زنا این است که زنا وطی زن در قبل او به صورت حرام است که در وطی او شبهه ای نباشد.”(2)

گفتار دوم : طبقه بندی زنا
عمل شنیع زنا به دسته های مختلفی تقسیم می شود که در ذیل بیان می کنیم:
بند اول : زنا به عنف و زنا بدون عنف
زنای به عنف زنای با قهر و غلبه را گویند که از طرف مرد را قانون پذیرفته است. این زنا از جمله مواردی است که بر طبق بند د ماده 82 ق.م.ا حد زانی قتل بوده و در این مورد فرقی بین محصن و غیر محصن، مسلم و کافر و پیر و جوان نمی باشد. در ارتباط با تعریف زنای به عنف و اکراه و حکم صادره درباره آن تفاوتی با ماده 225 ل.ق.م.ا نداشته اما در تبصره دوم را که قانونگذار در لایحه به این ماده اضافه نموده این است که:” هرگاه کسی به قصد زنا زنی را بیهوش نموده و یا به وی داروی خواب‌آور بدهد و در حال بیهوشی یا خواب با وی زنا نماید و همچنین زنا از طریق اغفال دختر نابالغ در حکم زنای به عنف است.”(3) لذا دایره تعریف را با ذکر این بند گسترش داده است و زنا در حالات مذکور را در حکم زنای به عنف دانسته است و زنای بدون عنف یعنی زنایی است که با رضایت و اختیار و قصد طرفین صورت گیرد که در اینجا حد زانی و زانیه مجازاتی است که تابع شرایط مرتکبین خواهد بود.
بند دوم : زنا توام با احصان و زنا بدون احصان
احصان ، شرایطی است که شخص مرتکب زنا با داشتنش به رجم محکوم می شود و فرقی بین زانی و زانیه در این حکم
نیست. تعریف احصان را از زبان دکتر لنگرودی هم بیان می کنیم که وی می گوید: “احصان دو قسم است : احصان در مرد و احصان در زن .
احصان در مرد با اجتماع شرایط ذیل حاصل می شود:
الف: مرد آزاد مواقعه مشروع صورت دهد(در هر جهت)
ب: زنی با اختیار داشته باشد از طریق عقد دایم یا مالک کنیزی باشد.
ج: زن مزبور همیشه در اختیار مرد باشد.
فقها شرط بلوغ و عقل را هم افزوده اند و و در آن خلاف است. لذا مردی که دارای شرایط بالا باشد محصن( بروزن مسلم) نامیده می شود.
شرط های بالا اگر در شخص بالغ جمع شود و صاحب این شرط ها زنا کند آن زنا را زنای محصنه نامند.
احصان زن عبارت است از جمع شرایط زیر:
الف: در ازدواج دایم مرد باشد یا مملوک او باشد.
ب: همیشه دسترسی به مرد مذکور در بند الف را داشته باشد.
ج: زن اگر آزاد باشد مواقعه مشروع قبلا صورت داده باشد.
چنین زنی را محصنه نامند و زنای او را در این شرایط پس از بلوغ، زنای محصنه گویند.احصان از کیفیات مشدده قانونی است”.(1)
بنابراین مشخص شد که زنایی که با حصول شرایط فوق الذکر باشد زنای توام با احصان خواهد بود و بالطبع زنایی که منهای شرایط مذکور باشد را زنای بدون احصان گویند که آن را زنای دارای حد جلد می نامند وآن زنایی است که ماده 88 ق.م.ا بیان می دارد که “حد زنای زن یا مردی که واجد شرایط احصان نباشد صد تازیانه است”.(1) مقنن در ق.م.ا تعریف صریح و جامع و کاملی از احصان و شرایط آن ارائه نکرده است اما درتبصره دو ماده 223 ل.ق.م.ا در باب لواط ،احصان را بیان نموده و شرایط آن را ذکر کرده است اما سخنی از مجازات زانی محصن یا محصنه در باب زنا به میان نیاورده است.
بند سوم: زنا با محارم و زنا با غیر محارم
اگر بخواهیم این نوع زنا را تعریف کنیم ابتدا می بایستی محارم را توضیح دهیم اینکه چه کسانی جزو محارم محسوب می شوند. محرمیت به دو نوع نسبی و سببی تقسیم شده که “محارم نسبی خویشان نزدیکی هستند که ازدواج با آنها حرام است از قبیل مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر ولی محرم سببی مانند دختر زن و مادر زن دارای این حکم نیست.(3) زنای با محارم که موجب حد قتل است به معنای آن است که یک مرد با یکی از زنهایی که جزو محارم نسبی وی هستند و ازدواج کردن با آنان حرام است، زنا کند. اما زنایی که با غیر محارم شده باشد زنای با غیر محارم گویند که هیچ محرمیتی بین مرتکبین به عمل زنا وجود ندارد.
مبحث دوم: تاریخچه بزه زنا
جرم زنا در تمامی اعصار و ادوار گذشته نظر اکثر رهبران هم عصر خود را به تفکر واداشته تا چگونه به این هوس افسار گسیخته لگام زده و مهار کنند لذا دستورهای صریحی در این مورد داده اند و عقوبت هایی را برای مرتکبین جرم زنا قایل شده اند. لذا در این مبحث به بحث تاریخی زنا در ادیان و حقوق موضوعه کنونی کشورمان می پردازیم.
گفتار اول: بزه زنا در ادیان الهی